ماهی کوچولوی مامان و بابا
-
تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 1:01
سلام حلمای بابا! این ایام، اولین روزهای بهاره، من و مامان حمیده تصمیم گرفتیم اینجا واست یه وبلاگ نقلی و خوشگل دست و پا کنیم تا بتونیم بنویسیم حرفهایی را که دلمون می خواد به تو بگیم. این حرف ها و این نوشته ها اینجا می مونه تا تویی که (طبق نظر خانم دکتر صمیمی) قراره 13 روز دیگه به دنیا بیایی، به دنیا
بسم الله الرحمن الرحیم
-
تاریخ: 1396/3/4 ساعت: 0:21
سلام حلمای بابا! این ایام، اولین روزهای بهاره، من و مامان حمیده تصمیم گرفتیم اینجا واست یه وبلاگ نقلی و خوشگل دست و پا کنیم تا بتونیم بنویسیم حرفهایی را که دلمون می خواد به تو بگیم. این حرف ها و این نوشته ها اینجا می مونه تا تویی که (طبق نظر خانم دکتر صمیمی) قراره 13 روز دیگه به دنیا بیایی، به دنیا
چه انتظار عجیبی...
-
تاریخ: 1396/3/4 ساعت: 0:21
"ماهی کوچولو" اسمی بود که مامان حمیده واست انتخاب کرد؛ وقتهایی که بابا حمیدرضا باهات صحبت می کرد، مثل یه ماهی کوچولوی شیطون توی شکم مامانی از اینور به اونور شنا می کردی و شدی "ماهی کوچولو".
حلما آمد!
-
تاریخ: 1396/3/4 ساعت: 0:21
...و اینگونه بود که در ساعت 20 و 20 دقیقه روز 12 فروردین سال 1394 هجری خورشیدی مصادف با 11 جمادی الثانی سال 1436 هجری قمری و اول آوریل سال 2015 میلادی "حلما" دیده به جهان گشود! در عکس فوق حلما را در اولین ساعات عمرش مشاهده می کنید (چشم بد از ایشان دور). پ.ن: بابا جون؛ غافلگیرمون کردی!طبق گفته ی خان
نان؛ عشق؛ پوشک مِرسی.
-
تاریخ: 1396/3/4 ساعت: 0:21
نه بابا جون! تعجب نکن، این اسم یه فیلم نیست؛ آگهی تبلیغاتی هم نیست...این حال و روز این ایام منه عزیزم. حلما خانم! ضمن تبریک مجدد ورود شما به خانواده ی دو نفره ی مامان و بابا (که البته، الان با حضور شما شدیم سه نفر)، دو سه روز اول زندگی شما مصادف شد با ایام تعطیلی سیزده به در و... (سیزده به در!؟ حال
دو هزار و سیصد و هفتاد گرم نمک!
-
تاریخ: 1396/3/4 ساعت: 0:21
"ماهی کوچولو" اسمی بود که مامان حمیده واست انتخاب کرد؛ وقتهایی که بابا حمیدرضا باهات صحبت می کرد، مثل یه ماهی کوچولوی شیطون توی شکم مامانی از اینور به اونور شنا می کردی و شدی "ماهی کوچولو".
75×××05701
-
تاریخ: 1395/9/13 ساعت: 4:40
درباره وبلاگ "ماهی کوچولو" اسمی بود که مامان حمیده واست انتخاب کرد؛ وقتهایی که بابا حمیدرضا باهات صحبت می کرد، مثل یه ماهی کوچولوی شیطون توی شکم مامانی از اینور به اونور شنا می کردی و شدی "ماهی کوچولو". موضوعات آخرين مطالب نويسندگان آرشيو مطالب پيوند ها آمار وبلاگ افراد آنلاین : 1 نفربازديدهاي امروز...
واکسن دو ماهگی ماهی کوچولوی ما
-
تاریخ: 1395/9/13 ساعت: 4:40
امروز 12 خرداده؛ شب نیمه شعبان. حلما جونم دوماهه شده و باید واکسن دوماهگی بزنه. ساعت 7/30 صبح بیدار شد قطره استامینوفن خورد و رفتیم واسه واکسنش، خوشگل مامان اصلا بیقراری نکرد بعد واکسن خوابش برد ولی تا غروب یکم تب داشت و پاهاشو که تکون می داد گریه میکرد. اما نزدیکای شب دیگه فهمید که اگر پای چپشو تکو...
حلما؛ زیر تیغ جراحی!
-
تاریخ: 1395/9/13 ساعت: 4:40
درباره وبلاگ "ماهی کوچولو" اسمی بود که مامان حمیده واست انتخاب کرد؛ وقتهایی که بابا حمیدرضا باهات صحبت می کرد، مثل یه ماهی کوچولوی شیطون توی شکم مامانی از اینور به اونور شنا می کردی و شدی "ماهی کوچولو". موضوعات آخرين مطالب نويسندگان آرشيو مطالب پيوند ها آمار وبلاگ افراد آنلاین : 1 نفربازديدهاي امروز...